استقرار فناوریهای بینایی کامپیوتری بهرهوری خردهفروشان را افزایش میدهد، زیرا اپراتورها ردیابی قفسههای فیزیکی را خودکار میکنند تا از کاهش حاشیه سود جلوگیری شود.
این استقرار سختافزاری مستقیماً به شکستهای مداوم اجرایی در فروشگاهها میپردازد که سالانه میلیاردها دلار هزینه برای صنعت ایجاد میکند. مطالعهای که توسط Coresight Research با همکاری Simbe و RELEX Solutions انجام شده، هزینه دقیق این کمبودهای عملیاتی را محاسبه کرده است.
ناکارآمدیها ۶.۴ درصد از فروش ناخالص بخش را مصرف میکنند. دستههای سختافزار، کالاهای انبوه و خواربار در سال ۲۰۲۶ مبلغ ۱۹۶.۴ میلیارد دلار را به این شکستهای عملیاتی اختصاص خواهند داد. ارزش پولی این زیانها ۲۱ درصد نسبت به سال قبل افزایش یافته است. این کسری بسیار فراتر از رشد سه درصدی پیشبینیشده فروش کل بخش است.
۹۰ درصد خردهفروشان مشکلات فعال در مدیریت طبقات فروشگاه گزارش میدهند. قفسههای خالی و ساختارهای قیمتگذاری نادرست مستقیماً حاشیههای عملیاتی را کاهش میدهند. فرسایش حاشیه برای ۸۹ درصد کسبوکارهای فعال بیش از پنج درصد است.
استقرارهای کامل پلتفرمهای هوش فروشگاه در ۶۰ درصد footprints سازمانی فعال است. این نرخ پذیرش نشاندهنده جهش ۱۸ واحد درصدی نسبت به سال قبل است.
برنامههای آزمایشی تنها ۱۸ درصد فعالیت بازار فعلی را تشکیل میدهند. منحنی پذیرش به شدت به سمت شرکتهای برتر متمایل است. ۷۳ درصد شرکتهای خردهفروشی با درآمد سالانه بیش از ۵ میلیارد دلار استقرارهای کاملاً مقیاسیافته دارند.
اپراتورهای بازار میانی عقبتر هستند و تنها ۴۲ درصد شرکتهای زیر یک میلیارد دلار به بلوغ استقرار مشابه دست یافتهاند. رفتار با فروشگاههای فیزیکی به عنوان موجودیتهای جدا از کانالهای دیجیتال، ارزش طول عمر مشتری را کاهش میدهد. مخارج سرمایهای مستقیماً به ردیابی موجودی، قیمتگذاری خودکار، تأیید پلانوگرام و برنامهریزی مجموعه اختصاص مییابد.
استقرارهای تولیدی در سختافزار و خواربارفروشی
BJ’s Wholesale Club مطالعه موردی مستندی از دیجیتالسازی قفسه ارائه میدهد. این اپراتور پلتفرمهای رباتیک Simbe را برای نظارت بر موجودی و دقت قیمت در تمام مکانهای خود مستقر کرد.
مدیریت از این پایه سختافزاری برای ایجاد دوقلوهای دیجیتال باشگاههای انبار فردی استفاده کرد. این کاربرد سیستمهای دید واقعیزمان را ایجاد کرد که قبلاً در عملیات فیزیکی آنها وجود نداشت.
BJ’s از این مدلهای دیجیتال برای برنامهریزی مسیر سفارشهای آنلاین و تحویل curbside استفاده کرد. تیم مهندسی ۴۰ درصد بهبود سالانه در کارایی picking از طریق این کاربرد داده ثبت کرد. مدیرعامل Bob Eddy گزارش داد که این فناوری شرکت را قادر ساخت تا استانداردهای کیفیت در دستههای کالاهای تازه را ارتقا دهد.
اپراتور خواربار Albertsons از هوش مصنوعی برای خودکارسازی عملیات خردهفروشی پیچیده استفاده میکند. این خواربارفروش هدف ۱.۵ میلیارد دلار سود بهرهوری در سه سال مالی را دنبال میکند. مدیرعامل Susan Morris توضیح داد: «ما بازرگانان خود را به بینشهای مبتنی بر هوش مصنوعی و اجرای خودکار مجهز خواهیم کرد تا قیمتگذاری، تبلیغات و تصمیمات مجموعه را بهینه کنیم، مدیریت دسته را متحول کرده و بهبود حاشیه را پیش ببریم.
«چشمانداز ما آیندهای است که در آن اتوماسیون هوشمند این تصمیمات را هدایت میکند و افراد ما را برای تمرکز بر استراتژی و نوآوری آزاد میگذارد.»
نقصها در توالی استقرار
بسیاری از سازمانها نصب نرمافزار قیمتگذاری را اولویت میدهند در حالی که زیرساخت سنسور پایه را نادیده میگیرند. ۴۳ درصد رهبران فناوری مورد بررسی سرمایه خود را به نرمافزار بهینهسازی قیمتگذاری اختصاص میدهند.
پلتفرمهای همکاری تأمینکننده در رتبه دوم قرار دارند و ۳۶ درصد اپراتورها را جذب سرمایه میکنند. تنها ۳۳ درصد این سازمانها در سختافزار دیجیتالسازی قفسه سرمایهگذاری میکنند که برای تغذیه دادههای دقیق به مدلهای قیمتگذاری لازم است.
این سختافزار شامل سنسورها و دوربینهای مورد نیاز برای تأیید موجودی فیزیکی است. استقرارهای هوش فروشگاه نیازمند توالی دقیق برای عملکرد صحیح هستند. خردهفروشان باید ابتدا قفسه را دیجیتال کنند، سپس تحلیل دادهها را مستقر نمایند، نرمافزار ردیابی موجودی را نصب کنند و در نهایت اتوماسیون قیمتگذاری را اجرا نمایند.
این وارونگی پشته فناوری باعث شکستهای دادهای پاییندستی میشود. الگوریتمهای markdown زمانی که سنسورهای ردیابی فیزیکی غایب هستند، تعداد موجودی منسوخ را پردازش میکنند. نرخ قیمتگذاری نادرست در سال ۲۰۲۶ به ۱۳ درصد میرسد که افزایش چهار واحدی از سال ۲۰۲۴ است.
اجرای قیمتگذاری و تبلیغاتی در صدر فهرست اولویتها قرار دارد و ۹۲ درصد اپراتورها آن را مشکل فعال میدانند. Kim Anderson، معاون عملیات فروشگاه در Schnucks Markets، بیان میکند که دادههای قفسه باید پیش از همه پیادهسازیهای دیگر قرار گیرد. بدون نظارت دقیق موجودی فیزیکی، برنامههای پاییندستی به اهداف عملکردی خود نمیرسند.
رویدادهای out-of-stock همچنان بسیار مختلکننده هستند و ۵۲ درصد اپراتورها در دسترس بودن موجودی را بسیار demanding رتبهبندی میکنند. اپراتورها تلاش میکنند چندین مشکل را همزمان حل کنند و ۴۰ درصد سرمایه را به سه یا بیشتر ناکارآمدی عملیاتی همزمان اختصاص میدهند.
تخصیص مجدد نیروی کار و معیارهای کارایی
Lowe’s تأثیر مالی خودکارسازی گردش کار همکاران را از طریق ابتکار «بهبود بهرهوری دائمی» نشان میدهد. معاون اجرایی فروشگاهها Joseph McFarland استقرار ابزارهای مدیریت نیروی کار و راهحلهای موجودی را برای حذف وظایف redundant همکاران هدایت کرد.
این rollout مهندسی ۸۰ ساعت کار غیرمولد را در هر فروشگاه به صورت هفتگی صرفهجویی کرد. Lowe’s این ابتکار را با استقرار فناوریهای replenishment قفسه کامل مبتنی بر هوش مصنوعی برای ردیابی کاهش موجودی در زمان واقعی پیش برد.
مدیریت بر اساس بهبودهای بهرهوری مستند، پاداشهای مالی به نیروی کار توزیع کرد. شرکت ۵۰۰۰ دلار به مدیران فروشگاه همکار پرداخت و payouts متفاوتی به کارکنان ساعتی داد.
دادههای گسترده صنعت معیارهای عملکرد ثبتشده توسط Lowe’s را تأیید میکند. استقرار برنامههای هوش، کاهش متوسط ۱۴ درصدی زمان صرفشده برای وظایف دستی فروشگاه را ایجاد میکند. ۸۶ درصد سازمانها کاهشهای مشخصی در ساعات تخصیص دستی ثبت میکنند.
خردهفروشان تفاوتهای عملکردی متمایزی بر اساس درآمد کل گزارش میدهند. ۵۶ درصد اپراتورهای با درآمد بیش از ۵ میلیارد دلار کاهشهای پیشرفته در زمان تکمیل وظایف را گزارش میدهند، در حالی که تنها ۳۶ درصد شرکتهای بازار میانی چنین هستند.
سازمانها کارایی عملیاتی را به عنوان هدف اصلی سرمایهگذاری خود ذکر میکنند و پس از آن یکپارچهسازی دادههای فروشگاه قرار دارد. خردهفروشان انتظار دارند این ابزارها سرمایه جدید ایجاد کنند و ۴۰ درصد رهبران به دنبال ایجاد جریانهای درآمدی جایگزین مانند شبکههای رسانه خردهفروشی هستند.
تضمین رقابتپذیری بازار
فناوریهای هوش فروشگاه به عنوان یک اکوسیستم به هم پیوسته عمل میکنند نه راهحلهای مستقل برای مشکلات جداگانه. استقرار این سیستمها بدون برنامه توالی منسجم، اپراتورها را مجبور به ساخت بر پایهای ناپایدار میکند.
ایجاد دید واقعیزمان در سطح قفسه پیش از تلاش برای مقیاسبندی نرمافزار پاییندستی کاملاً ضروری است. اتوماسیون قیمتگذاری، پلتفرمهای همکاری تأمینکننده و برنامههای پیشبینی موجودی نیازمند دادههای فیزیکی تأییدشده برای تولید خروجیهای دقیق هستند.
رفتار مشتری مستقیماً به ارتقاهای عملیاتی صحیح پاسخ میدهد. استقرارهای مناسب ارزش طول عمر مشتری را ۱۱ درصد در کل بخش افزایش میدهد، در حالی که نرخ تبدیل برای ۵۰ درصد اپراتورهایی که چارچوبهای اتوماسیون فیزیکی را اجرا میکنند، بهبود مییابد.
۴۸ درصد شرکتها افزایش ثبتنام در برنامههای وفاداری خود را پس از یکپارچهسازی سیستم ثبت میکنند. قیمتگذاری دقیق و در دسترس بودن مداوم موجودی معیارهای بررسی آنلاین را برای ۴۷ درصد اپراتورهای مورد بررسی ارتقا میدهد.
خردهفروشانی که ارزش را از طریق قابلیتهای سختافزاری و نرمافزاری یکپارچه و با توالی مناسب انباشته میکنند، مزیت بازار متمایزی نسبت به رقبایی دارند که برنامههای disconnected را انباشته میکنند.


نظرات
ثبت نظر جدید
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!